الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
193
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
جاهليت مردى بود بنام « جميل بن معمر » داراى حافظه بسيار قوى ، او ادعا مىكرد كه در درون وجود من « دو قلب » ! است كه با هر كدام از آنها بهتر از محمد ص مىفهمد ! لذا مشركان قريش او را ذو القلبين ! ( صاحب دو قلب ) مىناميدند . در روز جنگ بدر كه مشركان فرار كردند ، جميل بن معمر نيز در ميان آنها بود ، ابو سفيان او را در حالى ديد كه يك لنگه كفشش در پايش بود و لنگه ديگر را به دست گرفته بود و فرار مىكرد ، ابو سفيان به او گفت : چه خبر ؟ ! گفت : لشكر فرار كرد ، گفت : پس چرا لنگه كفشى را در دست دارى و ديگرى را در پا ؟ ! جميل بن معمر گفت : به راستى متوجه نبودم ، گمان مىكردم هر دو لنگه در پاى من است ( معلوم شد با آن همه ادعا چنان دست و پاى خود را گم كرده كه به اندازه يك قلب هم چيزى نمىفهمد - البته منظور از قلب در اين موارد عقل است ) ( 1 ) . به هر حال پيروى از كفار و منافقان و ترك تبعيت از وحى الهى ، انسان را به اين گونه مطالب خرافى دعوت مىكند . ولى گذشته از اينها ، اين جمله معنى عميقترى نيز دارد و آن اينكه انسان يك قلب بيشتر ندارد و اين قلب جز عشق يك معبود نمىگنجد ، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مىكنند ، بايد قلبهاى متعددى داشته باشند تا هر يك را كانون عشق معبودى سازند ! اصولا شخصيت انسان ، يك انسان سالم شخصيت واحد ، و خط فكرى او خط واحدى است ، در تنهايى و اجتماع ، در ظاهر و باطن ، در درون و برون ، در فكر و عمل ، همه بايد يكى باشد ، هر گونه نفاق و دوگانگى در وجود انسان امرى است تحميلى و بر خلاف اقتضاى طبيعت او .
--> ( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيه مورد بحث ، و « تفسير قرطبى » .